خلاصه داستان : هاشم راننده تاکسی است. در پایان شیفت کار او در شب، زنی چادری، کودک شیرخواره‌اش را در تاکسی او جا می‌گذارد و می‌رود. هاشم در تاریکی و ساختمان‌های نیمه‌کاره اطراف دنبال زن می‌گردد تا بچه را به او بدهد اما پیدایش نمی‌کند. ناچار کودک را با خودش به کافه می‌برد و از دوستانش در این باره نظر می‌خواهد. با آنکه دوستانش او را از رفتن به کلانتری برحذر می‌دارند، او بچه را به کلانتری می‌برد. افسر نگهبان به هاشم می‌گوید که فردا بچه را به پرورشگاه یا دادگستری ببرد. هاشم بچه را همراه دوست‌دخترش تاجی، که خدمت کار کافه است به خانه می‌برد و تاجی از بچه مراقبت می‌کند و به او علاقه‌مند می‌شود و از هاشم می‌خواهد که سه نفری با هم زندگی کنند. فردای آن روز هاشم در مراجعه به دادگستری برای گرفتن حضانت بچه پس از شنیدن نصیحت مردی که به او دشواری‌های مسوولیت بچه‌داری را گوشزد می‌کند، بچه را به پرورشگاه می‌سپارد؛ تاجی که از صبح منتظر بازگشت هاشم با بچه بوده، با اعتراض به این عمل هاشم از او می‌خواهد به پرورشگاه بروند. تاجی در آنجا اما با انبوهی بچه پرورشگاهی روبه‌رو می‌شود و در تصمیمش مستاصل می‌ماند. هاشم پس از مدتی انتظار جلوی پرورشگاه، بدون او سوار تاکسی‌اش می‌شود که از آن‌جا برود. غروب است و قدری جلوتر زنی چادری منتظر تاکسی است سوار یک تاکسی می‌شود و می‌رود. کمی بعد هاشم تاکسی‌اش را روشن کرده و از آنجا دور می‌شود. برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید...
۲۷ فروردین ۱۴۰۳ بدون دیدگاه دانلود فیلم ، درام
ادامه و دانلود

خلاصه داستان : يك چريك شهري به نام قدرت ميزباني، پس از سرقت از بانك، از رفقايش جدا مي شود و با پيكري زخمي خود را به دوست ايام كودكي اش سيدرسول مي رساند. سيدرسول معتادي است كه برنامه هاي تماشاخانه اي در لاله زار را اعلام مي كند و همسرش فاطي بازيگر تماشاخانه است برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید...
۲۶ اسفند ۱۴۰۲ بدون دیدگاه دانلود فیلم ، درام
ادامه و دانلود